پنجره در معماری مسکونی
دوره صفویه اصفهان
قدمه :
هنر جلوه راستین ویژگیهای فرهنگ هر ملتی است. شکوفائی هر تمدنی بازتابش را به یک معنیدر هنر مییابد. به ویژه هنری که از زندگی روزمره بر کنار نباشد. دنیای هنر در خود فروبسته و جدااز دیگر پدیدههای اجتماعی نیست و هنرمند تافته جدا بافته نیست که در برج عاج خود آثار هنری بیافریند. وفاداری و علاقهمندی به خاطر ملی و قومی در هنر ایرانی نیروئی است که ساختار ذهنی ونظام فرهنگی را همواره حفظ میکند. و شکلها و تصاویر در یک شکل ظاهری نمایان میشوند کهنه
فقط در تظاهر و نمودهای عینی بلکه در جوهر خود تجدید حیات میکند. گواه این امر آن است که هنرمندان ما قرنها همان نقشها و طرحهایی را که با تجربه درونیشان غنی شده است تکرارمیکنند. منظور این هنرمندان چندان در ابداع و خودنمائی فردی نیست، بلکه ابراز وفاداری به سنتهاو احیاِ گنجینه آن است. به همین دلیل نام اکثر آفرینندگان آثار هنریگذشته ما در پرده گمنامی باقیماندهو آثارشان در نوعی آفرینندگی جمعی قرار گرفته است. این تجربه معنوی هنرمندان ماصادقانه و عارفانهتعبیر یشود. زیرا این حرکت خارج از آرمانهای فردی بوده و توانسته است، دید هنرمند را به عرصه
شکوفائی خاطرهها و اعتقادات و فرهنگ ملی ما باز نگاه دارد. تجربیات در هر زمان، گذشته را به حالو حال را به آینده پیوند میدهد. منبع الهام واقعی تجربه عشق به مبدا بود و هنر عرصه بروز و طرح اینتجربه تلقی میشده است. تجربهای که رهنرهای مختلف از قبیل نقا شی، خوشنویسی، تذهیب ویا در ساختن گنبدها، محرابها، دربها، پنجرهها و شبکهها شکفته میشده و حالات گوناگون به خود
میگرفته است.
برای این که بتوان به نتایج ملموستری رسید. در طول تاریخ معماری ایران به شیوه اصفهانی توجه گردیدهاست و به علت وجود مصادیق ارزنده و نسبتاً کامل که تا زمان حاضر نیز باقی ماندها ند. در این مقاله، پنجرههای دوره صفوی در فضاهای مسکونی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتهاند.
یکی از مهمترین وجوه سنت معماری گذشته این سرزمین، توجه به نور و روشنائی در معماری است. بنائیکه در نور یک سرزمین شکل میگیرد و ساخته میشود، تاثیر از شرایط خاص اقلیمی و خصائل فرهنگیمردم آن سرزمین را به همراه دارد.آنچه ابنسینا و سهروردی حکمت اشراق نامیدهاند. ریشه در آئین مهر داشته و مفاهیمی چون عشق،نور، تجلی، ذره،خورشید، وحدت وجود با اشاراتی در ادبیات عرفانی به نور و شمع، همه ریشههایی درحرمت به نور و آئین مهر دارند.
در قرآن مجید، نیز نور در آیهها و از جمله سوره نور، در ابعاد گسترده معنوی و الهی خود با منزلت خاصآمده و نور را نامی ازنامهای خداوند برشمرده است.روشهای مختلف و بسیار متنوع تا‡مین نور مناسب در معماری در بطن اقلیم و آمیخته با فرهنگ و خلقیات این مردم و مصالح اولیه نهفته است. شیوههای مناسب استفاده از نورگیرهای سقفی، نور گیرهای پیشانی، پنجرههایی با ابعاد مناسب باتوجه به اقلیم منطقه در جهت کاهش مصرف انرژی با کاهش درخشندگی نور در روز و با ایجاد سایه روشنائیهای مطبوع در محیط و فضای معماری با ترفندهای استفاده از شبکه به کار گرفته شده است که تجلی آن در معماری دوره صفویه به حد اعلای خود میرسد.
در خانه سنتی به علت شرایط اقلیمی ساکنین مایلند اوقات زیادی از روز را در فضای بیرونی طی کنندبنابراین نسبتاً تفاوت کمی بین فضاهای معماری داخلی و خارجی <حیاط> و یا بخشهای مختلف خانهبه وجود میآید. تفاوتهای کمی بین یک قسمت با قسمت دیگر خانه به سبب ملاحظات اقلیمی ونیازهای خصوصی <محرمّیت> حاصل میشود. در حقیقت ممکن است چنین جمع بندی شود. در موردخانههای متوسط <درجه میانی> وجود تفاوت فصلی بین بخشهای خانه و داشتن حرم است. بخش تابستانی با پنجرههای بزرگتر و با تزئینات مفصلتر رو به شمال، بخش زمستانی مختصرتر رو به جنوب <هرچند در ز مستان که خیلی طولانی نیست> عملکرد دارد. در بین این دو حوزه حیاط مرکزی با درختان اندک و همیشه یک حوض بزرگ قرار دارد. در پیرامون حیاط علاوه بر دو بخش مذکور اطاقها و فضایی هستند
که عموماً فضای زندگی افراد درجه دوم خانواده و فضاهای خدماتی میباشند.
حیاط، آب و هوائی مهار شدهِ ملایمی را به وجود میآورد و توسط دربها و پنجرهها محیط مطلوب به فضاهایداخلی سرایت مینماید و تعادل بین بخشهای مختلف معین میشود. مجموعه این فضاها به ساکنین
این امکان را میدهد که بتوانند سیردر حالت درون نمایند، مطالعه نمایند، عبادت کنند، غذا بخورند و چای بنوشند.در بیشتر خانههای دورهِ صفوی اصفهان پنجره بعضی از فضاهای درونی مشبک بوده و اطاقهای ثانوی زیادیدر طبقه دومبخشهای تابستانی و زمستانی در یک و یا دو طرف فضا وجود دارند که به وسیله شبکهها از فضای اصلی جدا میگردند.این فضاها با این ایده مورد استفاده قرار میگرفتند که حضور بانوان در جشنهاو مراسم و ضیافتها و بازیها ممنوع بوده است لیکن آنان مجاز به مشاهده این مراسم بودهاند و بدین ترتیبامکان دیدن بدون دیده شدن بوده است. نمونههای این نوع پنجرهها در کاخهای عالیقاپو و هشت بهشت و چهلستون و خانههای صفوی اصفهان وجود دارند.
پنجره با شبکه گچی با شیشه های رنگی درب مسجد امام اصفهان
شبکهها نقش مهمی در بنا دارند شبکهها علاوه بر تنظیم نور و دید نقش تزئین به صورتهای مختلف را دارندکه مهمترین آنها نقوش هندسی میباشد.علت این که چرا یک المان معماری به تدریج به نقشهای غنی میرسد و به یک پدیده تزئینی تبدیل میشوددر گرایش عمومبه فرهنگ اسلامی و اعتقادات است. که یک هنر فیگوراتیو به شکل تخصصی در تزئینات هندسی نفوذ میکند و از این طریق در کارهای مهم هنری جهان این فرهنگ اشاعه مییابد.این بدین معنی نیست که تصاویر حیوانات کاملاً وجود ندارد. در شبکههای گچی با قطعات شیشه رنگی نفیس
وجود دارد که نمونه آن بنای تاریخی درب امام است .این عشق فراوان به تزئینات دقیق، جزئیات ارزنده در شیوه اصفهانی بسیار غنی است و در تمام دوره صفویو بعد از آن دیده میشود. و در تمامی عوامل معماری به طور وسیع و متنوع به کار رفته است. در سایرهنرها نیز این گرایش در مقیاس وسیع به نمایش گذارده شده است که بهطور شکلی و محتوائی به هممربوط میشوند.
فضای دیداری
برای درک فضا، بینائی نقش مهم و اساسی دارد و خوب دیدن ابعاد مختلف فضا را متبلور مینماید.بینایی در جریان تکاملآخرین حس است که تکامل یافته و به مراتب پیچیدهترین حس میباشد. از طریق چشمها اطلاعات بیشتری به سیستم عصبی فرستاده میشود و میزان آن نسبت به اطلاعاتیکه از طریق شنوائی و لامسه دریافت میشود. بسیار بالاتر است.
جزئیات شبکه گچی درب مسجد امام اصفهان
چشمها برای انسان وظیفههای بسیار زیادی انجام میدهند. این تواناییها به او امکان میدهد تا اشیاِ،افراد و وضعیت جسمی بسیاری از مواد را از یک فاصله تشخیص دهد . در هر مکان قابل تصور حرکت کند و
از موانع و خطرات دوریجوید. در ساختن ابزار، آراستن خود و دیگران،ارزیابی تظاهرات خارجی و جمعآوریاطلاعات نسبت به حالات عاطف یدیگران کمک کند.انسان از طریق مشاهده یاد میگیرد و آنچه یاد میگیرد بر آنچه میبیند تاثیر میگذارد. این توانایی سازگاری زیادی در انسان ایجاد کرده، و او را قادر میسازد از دریافتها و تجربیات خود در گذشته بهرهبرداری کند.
بیشاب برکلی Bishop Berkeley چنین عنوان میکرد که در حقیقت قضاوت واقعی انسان از فاصله حاصلکنشها و روابطمتقابل حواس با همدیگر و با تجربیات و دریافتهای قبلی او میباشد.او ادعا میکرد که
<ما با دیدن چیزی بلافاصله غیر ازنور و رنگ و اشکال، و یا با شنیدن چیزی غیر از صداها درک نمیکنیم.>
پیاژه Piaget نیز مانند برکلی، اما خیلی بعد از او، رابطه بدن را با بینایی مورد تاکید قرار داده و چنین بیان رده که <تصورات ومفاهیم مربوط به فضا فعالیتی درونی و ذهنی میباشد.>
تعدادی از روانشناسان و جامعه شناسان که بیشتر گرایش به آزمایش و تجربه دارند کارهای هنرمندان ونویسندگان را بیانگر بستری از اطلاعات غنی و فراموش شده در مورد کیفیت دریافتها و ادراکات انسانی
میدانند توانائی استخراج و تعیینمتغیرهای اصلی یک تجربه و دریافت، جوهر هنر و مهارت یک هنرمند بهشمار میرود.
نور
نور عاملی فعال در معرفی فضا است. بنابراین به کارگیری نور در فضاسازی و ایجاد حال و هوای مطلوبعاملی موِثرمیباشد. نور اولین شرط برای هر نوع ادراک بینایی است در تاریکی مطلق، ما نه فضا را
میتوانیم ببینیم و نه فرم و رنگ را.اما نور تنها یک ضرورت فیزیکی نیست. بلکه ارزش روانشناختی آن یکیاز مهمترین عوامل زندگی در همه زمینههاست. نور همیشه علاوه بر استفاده کاربردی دارای ارزش نمادین
نیز بوده است، نور جزئی از ذات زندگی بوده است.
لوکوربوزیه Le corbusier در مورد نور و سایه چنین میگوید: <معماری بازی هنرمندانه دقیق و خیره کنندهمجموعهای ازاجسام ساخته شده در زیر نور است. چشمهای ما برای این آفریده شدهاند که فرمها را زیر
نور ببینیم؛ این سایه روشنهاهستند که فرمها را در مقابل ما نمایان میسازند. مکعب، مخروط، کره،استوانه، هرم، اولین فرمهایی هستند که نور آنها را بهما عرضه میکند. تصاویر آنها ناب، ملموس و صریحهستند.>
اگر نور وجود نداشته باشد نه محل جسم قابل تشخیص است و نه رنگ آن. نور و بخصوص نور طبیعی عاملیاست بیثبات، بر حسب زمان روز و موقع سال و نیز وضع هوا، وضع نور نیز تغییر میکند. با تغییر نور ادراک ما از محیط، و به ناچار از یک ساختمان، نیز تغییر میکند.ارتباط بینایی میان درون و بیرون بر پایه دو عامل است: نور یا به عبارت دیگر مقدار نور طبیعی که از بیرون بهدرون میتابد و آزادی دید چه از درون به بیرون و چه برعکس. آزادی دید خوا سته و یا ناخواسته به معنیوجود نور است. نیاز به نور در فضاهای داخلی به حسب نوع استفاده آنها متفاوتند. قطعاً استفاده از تاریک و روشن شدیدنامطلوب است چراکه باعث خستگی مکانیزم ادراک بینائی میشود. تجربیات به اثبات رساند هاند که هر چه
فضا روشنتر باشد محیط دلپذیرتر یا حساس میکنیم اما با گذشتن مقدار شدت نور از حدی معین میتواندنامطلوب شود. شدت نور، قدرت تطابق چشم با شدتهای مختلف نور تعجبانگیز است. چشم انسان هم با نور بسیارکم، مانند نور ماه که، آن را در مقیاس کلی تاریکی میدانیم، قدرت دید دارد و هم با نور بسیار زیاد، یعنینوری که تقریبا ٢۵٠هزار برابر نور ماه باشد. برای درک روشنائی دو عامل اهمیت دارند. شدت نور یا به عبارت دیگر مقدار نوری که بر جسم میتابدو توان بازتابی جسمیعنی نسبت بین مقدار نوری که به وسیله جسم تابیده میشود به مقدار نوری کهجذب میشود. اما بایستی توجه داشت که مقدار روشناییای که ما درک میکنیم تنها با شدت نور نسبت مستقیم ندارد، چشم ما مقدار روشنائی را تشخیص میدهد امانمیتواند تشخیص دهد که دوعا مل توان بازتابی و شدت نور هر کدام چقدر در این روشنائی تاثیر داشتهاند. به این ترتیب میبینیم کهدر شکلبرداری یک عنصر معمولی دو امکان برای تغییر دادن مقدار روشنایی وجود دارد، تغییر دادن شدت نور و تاثیرگذاری بر روی توان بازتابی از طریق انتخاب مصالح مناسب با خواص فیزیکی مناسب در سطح خارجی. درها و پنجرههاو تاثیر آنها، درها و پنجرهها عامل میزان دریافت نور به طور مستقیم از فضای بازو میزان و نحوه روشنی فضاهای داخلی میباشند. درها و پنجرهها میتوانند علاوه بر عملکرد به عنوان
منبع نور وسیلهای ارتباطی نیز بین داخل و خارج باشند.
نوع پنجره، کمتر اتفاق میافتد که تنها تابع مقدار نور مورد نیاز در فضای درونی باشد به طور معمول جریان هوا، مسائل ایمنینمای کلی و سازه نیز در تعیین نوع آن موِثرند.
پنجرهها در آغاز به هیچ وجه وسیله دید نبوده نور میتوانست از پنجره به درون بتابد اما نه امکان نگاه از پنجره به خارج وجود داشت و نه برعکس. پنجره در آغاز از صفحات بسیار نازک سنگ س اخته میشد مثلاً سنگ مرمر سفید و بعدها ازشیشههای مات. ایجاد نوعی جدائی بین درون و بیرون از نظر گرما و سرما. به دلیل تکنیک و مصالح لازم ممکن نبود. البتهاین نوع آزادی دید امروزه نیز در همه جا مطلوب نیست.در معماری اسلامی شبکههای ریز چوبی که در مقابل پنجره قرار میگیرد یکی از عناصری هستند کهبسیار مورد استفاده قرارمیگیرد، با استفاده از این شبکهها میشود دید بدون این که بیننده دیده شود.فرهنگ اسلامی این شبکهها را با خود به اسپانیاآورد و از آنجا به امریکا جنوبی برده شد. اسلام چنیننوعی از <حجاب> را به شرق هم برد و در هندوستان نمونههای سنگی آن دیده میشود. لوکور بوزیه هم تحت تاثیر سفرش به ترکیه ، از این عنصر استفاده کرده است؛ در ویلای شوبSchwob لا شو-در-فون Lachauy-Fonds میتوان از داخل گشودگی های دایره شکلی که در دیوار دواطاق طبقه اول وجود دارد به داخل نشیمندر طبقه ویلا، نگاه کرد. اما شبکههای چوبی مانع از اینهستند که کسی بتواند از پایین بیننده را ببیند.
تابش و تاثیر آن بر ساختمان
نور خورشید همیشه برای ایجاد روشنائی طبیعی در یک ساختمان مورد نیاز است.اما از آنجا که این نور سرانجام به حرارت تبدیل میشود، باید میزان تابش مورد نیاز برای هر ساختمانبا توجه به نوع آنساختمان و شرایط اقلیمی محل آن تعیین گردد. شدت تابش آفتاب در یک محل با ارتفاع آن محل از سطح دریا متناسب بوده و در نقاط مرتفع، چون اشعه
خورشید فاصله کمتری از اتمسفر را طی مینماید، حرارت بیشتری تولید میکند. همچنین در ظهر محلی هر منطقه، که خورشید درعمودیترین حالت خود نسبت به زمین آن محل قرار داشته و فاصلهآن کمتر است، شدت تابش آفتاب بیشتر از صبح وعصر، که خورشید در مایلترین حالت نسبت به زمینمحل مورد نظر قرار دارد، میباشد.
خانه وکیل الدوله واقع در منطقه جلفای اصفهان
تابش آفتاب بر پنجره
پنجرههای یک ساختمان علاوه بر منبع دریافت نور در تغییر دمای هوای داخل آن تاثیرفراوانی دارند، مخصوصاً وقتی آفتاب بهطور مستقیم به داخل بتابد اثر حرارتی پنجره خیلی بیشتر از دیوارها بوده و فضای داخلی بلافاصله پس از دریافت تابش مستقیم آفتاب گرم میشود. در صورتی که ساختمان از مصالح ساختمانی سبک ساخته شده باشد این افزایش گرما بیشتر محسوس خواهد بود.یکی از ویژگیهای معماری رایج استفاده زیاد از سطوح شیشهای در ساختمان است. این موضوع و همچنین استفاده روزافزون از مصالح ساختمانی سبک باعث گردیده تغییر قابل ملاحظهای در رابطه بینوضعیت هوای داخلی یک ساختمان وهوای محیط اطرافش به وجود آمده و در تابستان گرمای بیش از حد در فضای داخلی اکثر ساختمانها حتی در مناطق معتدل و سرد ایجاد شود.
اثر حرارتی تابش مستقیم آفتاب که از یک دیوار شیشهای یا یک پنجره بدون سایهبان به داخل ساختماننفوذ مینماید بسیارزیاد است. وقتی پنجرهای سایهبان نداشته باشد یا سایهبان آن کاملا ً موِثر نباشد،
اشعه خورشید از خلال شیشه پنجره عبور نموده و فضای داخلی را بهطور مستقیم تحت تاثیر اثرات حرارت خود قرار میدهد حرارتی که بدین طریق در فضای داخلی ساختمان ایجاد میشود، به دلیل خواص شیشه در داخل انباشته شده و در صورت ادامه داشتن تابش آفتاب به داخل دمای هوای داخلیبه مقدار قابل توجهای افزایش مییابد. در گذشته محل پنجرهها را به نحوی در نمای ساختمان آرایشمیدادهاندکه سطوح آنها کمترین تاثیر نفوذ گرما را داشتهاند.
موقعیت پنجرهها
موقعیت پنجره علاوه بر به کارگیری نور نسبت به جهت وزش باد نیز تاثیر قابل ملاحظهای در وضعیتتهویه طبیعی در داخلیک اطاق میگذارد.
تا مدتها پیش باور عمومی بر این بود که عمود نبودن جهت وزش باد بر سطح پنجره باعث کاهشسرعت باد در داخل ساختمان خواهد گردید. اما مطالعات و آزمایشهایی که در دو دهه اخیر در این موردانجام گرفته نشان دادهاند که این تصورهمیشه صادق نبوده و بعضی اوقات، بخصوص مواردی که وجود جریان هوا در تمام نقاط یک اطاق ضرورت داشته باشد، مناسبترین تهویه زمانی ایجاد میشود که جهت وزش باد نسبت به پنجره مایل باشد.با فرض آن که تهویه مطلوب نتیجه وزش عمودی باد بر سطح پنجره است، برای استفاده از نیروی باددر ایجاد تهویه طبیعی میبایست ساختمان را رو به شرق یا غرب قرار دهیم. چنین جهت استقراری ، بخصوص در مورد ساختمانهایی با پلانمستطیل و کشیده، مشکلات فراوانی از نظر ایجاد سایه موثربر روی پنجرههای این دو سمت ایجاد خواهد نمود. در نتیجه در چنین مناطقی مطلوبترین جهت
استقرار یک ساختمان در رابطه با وزش باد، تابش آفتاب با هم مغایرت خواهند داشت اما نتایج فوقالذکر بیانگر آنند که در مناطقی که بادهای مطلوب از غرب یا شرق می وزند، با ۴۵ درجه چرخاندن
نمای اصلی ساختمان به طرف شمال غرب یا جنوب غرب میتوان تهویه طبیعی مناسبی در داخلاطاقها ایجاد نمود.
خانه وکیل الدوله واقع در منطقه جلفای اصفهان (طبقه دوم)
اندازه پنجره
تاثیر اندازه پنجرههای یک اطاق در شرایط تهویه داخل آن به مقدار زیادی به وجود یا عدم وجود کوراندر اطاق بستگی دارد.در اتاقهائی که پنجرهها فقط در یک دیوار قرار دارند اندازه پنجر هها به مقدار بسیار کمی در سرعت جریان هوا در آن اتاق تاثیردارد. اندازه پنجره باعث ازدیاد سرعت هوای داخلاتاق میشود. نوع، طریقه بازشدن، ارتفاع محل نصب و همچنین نوع و محل سایهبان و شبکههای پنجرهها تاثیرفراوانی در شکل و سرعتهوا در داخل اطاق میگذارد. ارتفاع محل نصب پنجره ورودی هوا است که
تعیین کننده الگوی حرکت هوا در داخل اطاق میباشد.
اصفهان صفوی
استخوانبندی و کلیات شهرسازی زمان صفویه در اصفهان در شکلگیری ابنیه آن زمان نقش اساسی و مهمی داشته است.در زمان صفویه برای اصفهان طرح جامع پیشبینی گردید که کلیات آن بدین قرار است. هدف طرح جامع صفوی که در زمانشاه عباس خطوط اصلی آن شکل گرفت عبارت بود از توسعه شهر اصفهان در جهت جنوبی، تکیه بر محور طبیعی زایندهرود و گسترش مناسب و درخور با پایتخت آن زمان. این طرح، فضائی
به محدودهِ وقت شهر اصفهان افزود که از بازارهای شمالی میدان نقش جهان تا انتهای باغ هزار جریبگسترده بود و برای نخستین بار در تاریخ شهر اصفهان رودخانه را به معنای واقعی و به صورت محور اصلی
دیگر شهر و عمود بر محور احداثی چهارباغ وارد فضای شهر گردانید و بر گسترش شهر اصفها ن آن روزیو زمانهای بعد آن اثر مداوم گذاشت و نواحی و محلات در بین آنها شکل گرفتند.تقسیم بندی ساختمانها و بناهای اصفهان از همان ابتدای ایجاد شهر به دو گونه قابل تفکیک بوده است، بناهای عمومی و ساختمانهای خصوصی. گروه اول شامل کاربریهای مذهبی، فرهنگی، اقتصادی ، تولیدی، بهداشتی و دسته دوم عمدتاًخانههای مسکونی را تشکیل میداده است. شبکه ارتباطات مانند
میادین، راستههای بازار و کوچهها اعضا واسطهای بودندکه دسترسی کلیهِ اجزا به یکدیگر را فراهم میساختند.
شیوه اصفهانی
مرحوم استاد پیرنیا اولین معمار نسل جدید بود که با تفحص و تحلیلهای فراوانشیوههای معماری ایران
را مدون و چنین گفتهاند:
واژه <شیوه> در ایران به جای آنچه در هنر غربی به نام <استیل> خوانده میشود استفاده میشده و در معماری و سایر هنرها نیز از واژهِ شیوه استفاده شده است.اصولاً هر قسم از هنر بر مبنای خواستگاه خود خوانده میشده و بر همین اساس در معماری ایران شش
شیوه داریم.
١ شیوهِ پارسی: از قرن ٨ قبل از میلاد تا قرن ٣ قبل از میلاد.
٢ شیوه پارتی: از دوره اشکانیان تا قرن سوم هجری
٣ شیوهِ خراسانی: بعد از اسلام تمامی آثار باقیمانده امویان، عباسیان، طاهریان و....
۴شیوهِ رازی: از اوایل قرن چهارم تا حمله مغول <قرن هفتم>.
۵ شیوهِ آذری: از قرن هفتم تا دهم هجری، یعنی از زمان شروع حکومت هلاکو تا ظهور صفویه.
۶ شیوهِ اصفهانی: از قرن دهم تا سیزدهم هجری.
این شیوه ششمین و آخرین شیوه معماری ایران است.
این شیوه در ابتدا از آذربایجان شروع میشود و معماری بومی آذربایجان روی آن تاثیر میگذارد ولی بعدها در اصفهان جامیافتد. بهترین آثار این شیوه در اصفهان میباشد.
شیوه اصفهانی کمی پیشتر از صفویه از زمان قراقویونلوها آغاز و تا اواخر زمان محمد شاه قاجار ادامه مییابد.خصوصیات این شیوه عبارتند از: سادگی؛ طرحها اغلب چهارگوش (مستطیل، مربع) هستند و یا کلاً شکل هندسی شکسته دارند.به نشست کلی ساختمان و تاثیر آن بر روی نماسازی توجه داشتند. زیرا ساختمانها به مرور زماننشست میکنند. در شیوه ِاصفهانی به دلیل تسریع در کار زبره و نما یک دفعه ساخته نمیشدند، جهت نشست همزمان زبره و نما، زبره را هشت و گیرمیکردند.برای اینکه زبره و نما با هم نشست داشته باشند.
در زمان صفویه از آجرتراش و آجر آبساب استفاده میکردند. باتراشیدن آجرها امکان این را داشتند که درزآجرها را کم کنند و معمولاً بند افقی را با بند عمودی <هرزه ملات> یکی میگرفتند.استفاده از انواع و اقسام پوششهای طاقی و تخت مانند طاق و تویزه و چهاربخش و کاربندی و یزدیبندی و قابسازی وگنبدهای دو پوسته پیوسته و گنبدهای گسسته میان تهی و گریودار. استفاده از کلیه آمودها، گره سازی، تراش یا معرق سفال و کاشی و در موارد معدودی از پیش بر (کاشی و سفال). و همچنین کاشی خشتی بزرگ هفت رنگ، انواع رنگها از خانواده آبی از لاجورد میگر فتهاند.بناهایی که با این شیوه ساخته شدهاند بسیار زیاد بوده و در نقاط مختلف ایران پراکندهاند.از بناهای اولیه، درب امام اصفهان، از زمان قرهقویونلوها، مسجد کبود تبریز.مجموعه نقش جهان یعنی خود میدان و بناهای پیرامون، سردر قیصریه و بازارها، مسجد امام (مسجد شاهسابق)، مسجدشیخ لطف ا...، مجموعه عالی قاپو، مجموعه بناهای چهارباغ بازارچه بلند، هشت بهشت مدرسه و کاروانسرای چهارباغ،
از دورهِ دوم قبل از انحطاط، مدرسهِ آقابزرگ در کاشان (در زمان محمد شاه)، در کرمان از دوره اول مجموعه گنجعلی خان، واز دوره دوم، مجموعه ابراهیم خان، وکیل و مجموعه حاجآقاعلی، در شی راز، ارگ کریمخانی
مسجد وکیل حمام وکیل بازار وکیل.خانههای مهمی از این دوره در اصفهان و منطقهِ جلفای اصفهان ساخته شدهاند.
سرا <خانه>
واژهِ خانه که امروزه مصطلح است در گذشته به اتاق اطلاق میشده است، اتاق خصوصی را (وستاخ) یا گستاخ یا وثاقمینامیدهاند، از واژه سرا به جای کلمهِ خانه در اصطلاح امروز آن، استفاده میشده است.
انسان وقتی از غار بیرون آمد نیاز به سرپناهی داشت و بر این اساس طبیعی است که قدیمیترین موردمعماری، ساختمانخانه باشد. این امر از عصر حجر شروع شده و عناصر دیگر معماری از بُعد زمانی فرع بر آناست. در ایران بنا به شرایطاقلیمی در نقاط مختلف، خانههای متفاوتی ساخته شدهاند. یکی از مسائل مهم در ساخت خانه جهت جغرافیائی یا رون است. که از عوامل موِثر در شهرسازی بوده و مربوط به آب وهوا، طرز تابش، جهت وزش و مکان قرارگیری و جنس زمین میشده است. معمارا ن ایرانی برای این کار از شکل ششضلعی استفاده میکردهاند.
کتاب قدیمی المسالک و الممالک اصطخری، نقشههایی در ضمیمه دارد که فوق العاده زیبا هستند در این نقشهها علامت جنوب در بالای آن گذاشته شده و جهت مخالف آن شمال است. در اصل این شکل از یک
شش ضلعی به دست آمده که در رئوس مستطیل داخل آن شمال و جنوب قرار میگرفته است.
با همین روش در ایران سه رون را در نظر میگرفتهاند:
رون راسته، رون اصفهانی، رون کرمانیرون اصفهانی جهت شمال غربی - جنوب شرقی دارد و در اصفهان، استخر، تخت جمشید و فارس به کار
رفته است. درخانهها نسبت به رونهای درنظر گرفته شده و حرکت خورشید و مزاحمتهایی که گزش گرمایآن ایجاد میکرده، ازارسی،سه دریها، تابش بند، خرک پوش و ... استفاده میشده است.
خانههای چهار صفه، عناصری مثل: سر در، راهرو، صفه، اتاق، میان خانه و حیاط را دارند. و در خانههای کاملتر که زندگی خصوصی با زندگی عمومی به طرز زیبایی از هم جدا شده است عناصر آن شاملاندرونی، بیرونی، باربند، حیاط وباغچههای آن، راهرو، هشتی و غیره میشوند کلیه این عناصر بر اساس پیمون تنظیم شدهاند.
حیاط یا میانسرا در خانههای شهرهای مختلف مثل یزد، شیراز، اصفهان، کرمان و غیره به صورت باغی کوچک عمل میکرده است. و در تمام سال محیط بهداشتی مطبوعی فراهم و از گردش آفتاب و نور خورشید،بهترین استفاده را براییورتهای گرداگرد خود کسب و تامین میکند. طرح باغچهها و حوضها نیز تنوع بسیارجالبی دارد. حوضهای داخل حیاط نیز متنوع هستند.
در خانههای ایرانی اتاقها به صورت سه دری، پنج دری، تالار و ... ساخته شده و هر کدام ویژگی خود را داشتهاند. یکی از ویژگیهای مهم در ساخت خانهها ایجاد ارتباط بصری بین اتاق و حیاط است، گشادگی،
فراخی و دید آزاد داشتن جزِ طبیعت ایرانی است.اتاق سه دری اتاق خواب خانه بوده است. برای طراحی آن از نصف تناسب طلایی کمک میگرفتهاند، (مثل ٣/۴۰x۴متر یا ٧x٢/١ متر). طبیعی است که با این عمق، نور مطلوب را خوب جذب میکرده است.پنج دری به عنوان اتاق مهمانی بوده که در خانههای با نظام خرده پیمون عملکرد اتاق نشیمن را داشته است. در پنجدریهایی که از طرف طول نور میگرفتهاند از تناسب کل طلایی به کمک گر فته شده است. در دو طرف پنج
دری نیز دو راهروقرار داشتهاند. در داخل این اتاق تورفتگی کمی بالاتر از سطح زمین به نام شاه نشین قرار داشتهکه در آن مهمانهای بزرگخانه مینشستهاند. تالار برای استفاده در فصل گرما بوده و به حیاط راه داشته است در کنار تالار، راهروهای بزرگی بهنام تختگاه بوده که در انتهای آن راه پلهای برای زیر زمین بالا خانهها قرار میگرفته ا ست در طبقهِ بالای آن بالاخانه جای داشته استبالا خانههای دو طرفتالار را گوشوار نیز یگویند.
فضاهای دیگری مانند: طنبی، مطبخ، حوضخانه، پستو، انبار، چاه و منبع و ... نسبت به وسعت خانه در مقیاسهایمختلف وجود داشتهاند.
داخل تالار و سه دری خانه وکیل الدوله واقع در منطقه جلفای اصفهان
عوامل نور رسان در معماری ایرانی
در اینجا به عواملی که به صورتی نور را به داخل فضای معماری هدایت میکنند که عمده ترین آنها دربها و پنجرهها هستند،اشاره شده است.
شاید کهنترین مدارک و نمونههای در و پنجره در معماری ایران را بتوان در نقش قلعههایمادی یافت. که در همهآنهادروازههایی که دارای در دولته است، که احتمالاً از چوب ساخته و روی آ ن آهنکوب میشده است.در روی جامهای ساسانی نقش چند بنا که بعضی از آنها به معبد و بعضی دیگر به دژ میماند نظیر دروازههای مادی مشاهده میشود. با این تفاوت که لنگههای آن تبدیل به مستطیل شده و هلالی با لای آن با نقش خورشیدپر شده است. و این قسمتتقریباً در کلیه ادوار معماری ایران معمول بوده است. چنانکه هنوز هم هلالی بالای در و پنجره را خورشیدی میگویند.در همه کاخهای تخت جمشید وضع درها بهخوبی روشن است و پاشنه گرد اغلب آنها خوشبختانه به جای مانده،ولی آیا به جز در، روزن و جامخانه و شُباک و نظایر آن، که در بناهای پارتی و پس از اسلام ایران به کار رفته استنیز وجود داشته؟ به درستی معلوم نیست، اگر چه با مقایسه کاخهای ساسانی و صفوی با آثار تخت جمشید و با توجه به اینکه تقلید از گذشتگان امری اجتنابناپذیر بو ده است تقریباً مطمئن میشویم که کاخهای هخامنشینیز در بالای درها و حتی روی بامها، روزنها وجامخانههایی داشته است.درهای ورودی اطاقها و بقعهها و در و پنجرههای مشبک اغلب دو لته متقارن بوده و سعی میشده که لتهها زیادپهن نباشند،تا در موقع باز شدن، فضای اطاق را نگیرند، و اغلب هم رو به بیرون باز میشدهاند. به استثنای درهایورودی که رو به درونباز میشدهاند.
نمونههای مختلف در و پنجره، چه آنها که اصل آن موجود است و چه آنهایی که از میان رفته و تنها میتوان از روی نقاشیها و حکاکیها به شکل و طرح آنها پی برد، از روزگاران کهن تاکنون پیش از اینکه معماری ایران تحت تاثیرمعماری غرب قرارگیرد تقریباً - به یک شکل و هیئت و به اصطلاح امروز استاندارد بوده است.
در و پنجرهها و روزنهای مشبک چوبی و سفالین و گچین، در زمستانها با کاغذ روغن زده مسدود و تابستانها مجدداً بازمیشده است. در و پنجره مشبک در اغلب زبانها به اسم ایرانی (persiana) معروف است.
هر لته در از اجزاِ زیر تشکیل یافته است:
باهو <قطعات چوبی عمودی>، کش و میانکش <قطعات افقی>، پاسار، دماغه، قاب، کلاغپر، پاشنه گرد، چفت، پاچفت، وسفت. روزن از روز و روشنائی است و معمولاً در بالای در و گاهی در دو سوی آن برای گرفتن روشنایی و هوای آزاد روزن به کارمیرفته و گاهی هم به سوراخهایی که در طاقها به همین منظور تعبیه میکردند، اطلاق میشده است.
روزن گاهی با چوب و گاه با گچ و سفال نیز ساخته میشده و اغلب ثابت بوده و در نقاط سردسیر جام و پارههایکوچک شیشه با انواع و اقسام نقشههای زیبای هندسی و غیر هندسی در آن به کار م یرفته است. نمونه زیبایروزن را هم اکنون میتوانیم در چینی خانه خانقاه شیخ صفی در اردبیل و در کلیساهای جلفای اصفهان (بیت الحمو وانک) ببینیم که بر رویجامهای شیشه علاوه بر رنگ های گوناگونی که خود دارند - ماهی و گل و گیاه و پرندهبا رنگهای گیرا و دلپذیر نقش شده است.
خانه ای نزدیک مسجد اصفهان
روزنهای چوبی مشبک در اغلب بناهای عمومی و مذهبی هنوز به جای مانده و میتوان گفت که از هزار سالپیش تا کنون در وضع کلی آنها تغییر چندانی روی نداده و اغلب با نقشهایی نظیر گرهساز یهای تند و کند و اخترچلیپا آرایش شده است.
جامخانه در کلاله گنبدها و کلمبههای گرمابهها، غلامخانه رباطها و راستهها و بازارها هنوز هم روزنهایی وجود دارد که باچند حلقه سفالین به صورت قبه یا کپه برجسته در آمدهاند.حلقههای سفالین را در کنار هم چیدهاند، در زمستانها جامهای گرد شیشهای مانند ته قرابه در میان حلقههاکار میگذارند وتابستانها یک یا کلیه آنها را بر میدارند.شباک واژهای ایرانی و فارسی است که مشتقات آن در گویشهای گوناگون ایران چه فارسی دری و چه پهلوی وچه اوستاییو پارسی کهن فراوان بهگوش میخورد و به زبانهای آرامی و تازی و گوی شهای آنها نیز رفته است.
درون ساختمان با روزنها و پنجرههای چوبی یا گچی و پرده محفوظ میشد و بیرون آن را با شبکهای سفالی یا کاشی می پوشاندند.
در گریووچنبر گنبد مسجد شیخ لطف الله، شباکهای زیبایی از کاشی معرق کار گذاشتهاند که مانند سایر آثار، معجزه معماریو بسیار زیباست.
در مسجد امام و جامع و مدرسه چهار باغ اصفهان، نمونههای زیبایی از این شبکهها چه کاشی و چه آجری دیده میشوند.
ارسی (پنجره بالا رو) بعضی گمان کردهاند ارسی به پنجرهای اطلاق میشود که به تقلید از معماری روسی درایران رواج یافته،در صورتی که نمونههای جالبی از ارسی، حتی پیش از آن که معما ری چشمگیری در روسیهپای گرفته باشد در بناها ونقاشیهای ایرانی مشاهده میشود.
<اُر> پیشوندی است به معنای بالا رفتن و به معنای شبکه و نور و چشمه و تماشا در گویشهای جنوبی ایران بسیار معمولاست.
ارسی پنجره مشبکی است که به جای گشتن بر روی پاشنه گرد، بالا میرود و در محفظهای که روی آن قرار گرفته جای میگیرد و در اشکوب کوشکها و پیشان و رواق ساختمانهای سرد سیری بسیار دیده میشود.نقش شبکه ارسی معمولاً مانند پنجرهها و روزنهایی چوبی است و نمونههای زیبای آن در خانههای کهناصفهان و کاشان و یزد بسیار است.
عملکرد نور در فضاهای معماری خانه صفوی
چنانچه قبلاً اشاره شد به علل اقلیمی و فرهنگی خانهها به طور خاصی در کنار هم شکل میگیرند و فضاهای همسایگی ومحلهها را تشکیل میدهند.یکی از عوامل موِثر در نظم فضائی خانه بر اساس نور و تاریکی است نور و تاریکی بنابر نوع استفاده از فضا شدت و ضعف پیدا میکند و به عبارتی میتوان نظم فضاها را بر اساس لایههای نور تا تا ریکی دانست. وجوه مختلف یک خانه سنتی که درمعرض نور قرار میگیرد بدین قرار است:
١ - فضاهای خارجی <محلهای و شهری>
٢ - حیاطهای داخلی
٣ - سقف
موارد بالا در مورد تبادل انرژی حرارتی و برودتی در کلیه فصول سال هم صادق هستند.
خانه ای نزدیک مسجد اصفهان
چنانچه، نسبت به اهمیت و مقدار و امکان نورگیری، این سه سطح را درجهبندی نماییم حیاط در درجه اول وهسته اصلینورگیری، سقف در درجه دوم و سطوح بیرونی در درجه سوم قرار میگیرند.معمار سنتی حیاط را با توجه به رون و با ابعاد متناسب و طلائی در عرصه زمین طوری طرح اندازی میکرده کهفضاهایداخل خانه بتوانند در جبهههای مختلف آرایش پیدا کنند.در چهار جبهه حیاط امکان دسترسی به نور به صورت لایه لایه امکانپذیر است. منظور ترکیبی از لایهها و یا حلقههایی است که به دور یک حیاط مرکزی قرار گرفتهاند. هر لایه بخشی از اطاقها، ایوانها، فضاهای خدماتیو انبارها و غیره راتشکیل داده است. با تغییر <افزودن و یا کاستن> این لایهها انواع مختلف بناها از هم تمیز داده میشوند.
یکی از وظایف مهم طرح اندازی برای معمار سنتی تبحر و مهارت ترکیب اطاقها و نحوه قرارگیری فضاها بوده. وی در مقابلدو مساله اساسی قرار گرفته است. اول نحوه ترکیب اطاقها با توجه به مبانی معماری سنتی و جوانب کیفی و فضائی آنها. ودوم تامین نور مناسب فضاها. در لایه اصلی مشرف به حیاط که دارای بهترین نور هستند فضاهای اصلی قرار میگیرند.
خانه حقیقی اصفهان اوائل قاجار
در درجه دوم تامین نور یعنی نورگیری، از سقف، در فضاهای بخصوص جنبی تامین نور اصلی فضا میباشد. لیکندر پارهایموارد فضاهایی که به علل عملکردی دارای پنجرههای کم و کوچک هستند از نور سقف به عنوان مکملاستفاده میشود.نورگیری از خارج از بنا که منحصراً توسط ورودی بنا صورت میگیرد. در عمق هشتی و در دالانورودی نفوذ میکند. در بدنهخارجی پنچرهای وجود ندارد و سورا خهائی با سطح کم، برای باربندها دیده میشوند.
نظم فضاها بر اساس نور حیاط
لایههای نورگیری از حیاط در تنظیم فضاها نقش موِثری دارند. چنانچه حیاط را هسته نور تصور نمائیم در خانههای سنتیاز نظر نورپردازی و استفاده از نور طبیعی به سه لایه میرسیم:
لایه اول و یا جبهه مشرف به حیاط
لایه دوم یا فضاهای میانی
لایه سوم و یا فضاهای کناری یا فضاهای خدماتی
- لایهِ اول: ایوان، تالار، ارسی، اطاقهای سه دری و پنج دری و ... دالانهای ورودی به فضاهای اصلی و میانی دسترسی ازخارج به حیاط.
- لایه دوم: شامل بخش دوم تالار یا ارسی <بادگیر>، پستوها - انبارها
- لایه سوم: آشپزخانه، منبع آب، آبدارخانهها - انبارهای مواد غذایی ورودی و هشتیها، باربندها، و ... میباشند.
لازم به ذکر است که فضاهای لایه دوم و سوم در پارهای موارد علی الخصوص در خانههای کوچکتر در هم ادغام
میشوند.
پنجرههای دوره صفوی
دوره شکوفائی هنر صفوی که انحطاط آن به اواسط دوره قاجار میرسد، پنجرهها که میتوان در پارهای موارددرها را نیز به آنها اضافه کرد و از لحاظ نور رسانی به فضاهای داخلی، غالباً در زیر قوسهای نیزهدار شکل
میگرفتهاند. و نور مطلوب ومتنوع را در اطاقهای اصلی مشرف به حیاط میآوردند. ملایمت آب و هوائی و نورو سایه کنترل شده در حیاط یک فضای مطلوب را در اطاقها توسط دربها و پنجرهها به وجود میآورد که شخصمیتواند به نوشیدن چای و کشیدنقلیان بپردازد.در این انعطاف فضائی بیرون و درون سایر استفادهها از فضاهااز قبیل عبادت، مطالعه، غذا خوردن و ... صورت میگرفته است.در مقابل اکثر پنجرهها شبکههایی قرار داشتهاند که غالباً چوبی هستند اما با سایر مواد نیز ساخته شدهاند.
این شبکهها به عنوان یک پرده در مقابل گرما، نور آفتاب و تلطیف فضای درونی و همچن ین به دلائل حفظ حریمخانه و اینکه از داخل بتوان خارج را مشاهده کرد و از خارج داخل دیده نشود عملکرد داشتهاند. در شرح و بسط سفر نامههای سیاحان خارجی نیز به اینموضوع اشاره گر دیده است. گرچه برای بانوان، شرکت در مراسم،جشنهاضیافتها، میهمانیها و بازیهای خصوصیممنوعیت وجود داشت. ولیکن مجاز به مشاهده بودند بدون آنکه دیده شوند.در بیشتر خانههای صفوی اصفهان در واقع اطاقهای ثانوی زیادی در طبقه دوم بخشهای تابستانی و زمستانی در یک طرفو یا دو طرف فضا وجود داشتند که بهوسیله شبکهای از فضای اصلی جدا میشدند . این اطاقهای کوچک احتمالاً با ایده مشاهده کردن بدون دیده شدن وجود داشتهاند. در این گونه موارد نقش شبکهها بهقدری زیبا و پر تراکم بود که بهخوبیرعایت موضوع محرمیت را انجام میدادند.این شیوه شبکه کاری در دوران هنری به اوج خود میرسد و از آن نمونههای ارزنده در کاخها و خانههای این دوره دیده میشود. وجود شبکه در بین یک فضا با فضای دیگر چه داخلی باشد و چه خار جی نمایش جالبی را با سادگیملموس و با آرایش هنری به دست میدهد.
خانه سوکیاس اصفهان ٢ جلفا
در فرهنگ معماری صفوی شبکه به عنوان یک پرده به نقشهای غنی میرسد و تکامل مییابد و به یک پدیده تزئینیبا کاربرد فرهنگی تبدیل میشود. و از اینجا به سایر کشورهای اسلامی نفوذ میکند و در کارهای هنری جهان اینهنر فیگوراتیو اشاعه داده میشود.
ماهیت دربها و پنجرههای دوره صفوی <شیوه اصفهانی>
درها و پنجرهها در معماری ایرانی عواملی هستند که در ترکیب احجام و فضاهای معماری تاثیر فراوان دارند.درها و پنجرهها و کلیه عواملی که در نور رسانی به فضاهای داخلی دخیل هستند دو رویه دارند. در اینجا ما
مشخصاً پنجره رامورد بررسی قرار میدهیم که خود میتواند در بقیه عوامل صادق باشد. رو یه خارجی پنجرهو رویه داخلی آن.
رویه خارجی پنجره به دو عامل بستگی دارد. عامل اول، استقرار پنجره نور رسان است. محل پنجرهها، نسبت بهجهات جغرافیایی، فصول سال و طلوع و غروب خورشید تعیین میگردند. عامل دوم، چون پنجرهها و کلیه عوامل هدایت کننده نور در قیاس با فضاهای پر و بسته خارجی قرار میگیرند، دارایچنان ابعاد و گاهی احجامی هستند که این ترکیب حجمی را پویا و کامل میکنند. و در واقع تعادل در حجم خارجی
بناها به وجودمیآورند و به آنها هویت میبخشند. لازم به ذکر است، موارد بالا در شکل و ابعاد پنجرهها نقشاساسی دارند.
رویه داخلی: رویه داخلی پنجره در فضای داخلی به سه شکل تاثیر دارند:
اول: نسبت به استفاده از هر فضا محل و مقدار نور را تعیین مینمایند که در قیاس با سرانههای نور رسانیامروزین <استانداردها> برابر و قابل تطبیق هستند. تعیین مقدار نور که در اثر باز و بسته شدن لنگهها به صورتتک تک و یا ترکیبی انجام میشود، نورهای متنوعی در فضای داخلی به وجود میآورد که در هر حالت نوری تزئیناتو رنگها به یک شکل دیدهمیشوند و در واقع تزئینات جلوهه ای متفاوتی پیدا میکنند و رنگها پر رنگ و کم رنگدیده میشوند، و بدین سبب ترکیبهای جالبی در مواقع مختلف به وجود میآورند. این تغییرات از حضور تزئینات بهصورت یکنواخت و تکراریمیکاه د. شخص را در هر زمان به زیبائیهایی که نمایان میشود واقف مینماید. تک تک تزئینات و همچنین مجموعه آنهاتلالوِ و درخشندگی خاص پیدا میکنند. و در این تغییر بنا به ذوق خود زیباییهای جدید را مکاشفه مینماید.
دوم: چنانچه قبلاً به آن اشاره شد در تهویه فضای داخلی در فصول مختلف تاثیر دارند. پنجرهها نسبت به ابعاد وشکل ومحل آنها ورود هوای تازه به داخل اتاق و خروج هوای مصرف شده داخلی را تنظیم مینمایند. در مسیرطبیعی جابهجائی هوا نقش فیلتر را چه در بخشهای پائینی و چه در بخشهای فوقانی دارند.
سوم: پنجرهها علاوه بر عملکرد کاربردی در ترکیب حجمی داخلی و سطوح نماهای داخلی و فصل مشترک برخوردآنهانقش تعیین کننده دارند. تناسبات و مقیاس انسانی را در داخل فضا تاکید مینمایند. همچنین مکمل تزئیناتداخلی میشوند.
استخوان بندی و فرم دربها و پنجرهها
دربها و پنجرههای چوبی چه آنهائی که با شبکه مزین شدهاند و چه آنهائی که با چهارچوبها و بائوهای اصلیبه صورت به کارگیری ابزار تزئین یافتهاند دارای اسکلت اصلی میباشند که در محل های از پیش طراحی شده وموزون با نماهای بنا بااشکال و ابعاد متفاوت به جرزها و دهنههای بنا متصل گردیدهاند. این محلها - در کلیت بنااز قبل پیش بینی شده است به قسمی که هیچ گونه ب ار اضافی بر درب و پنجره وارد نمیشود به جز وزن آنها که به طرق مختلف به اسکلت بنا متصلمیگردند و در مقابل نیروهای مختلف از قبیل باد مقاومت میکند.شبکههای چوبی در بین یک چهارچوب که نگهدارنده آنهاست و نقش هدایت کننده جهت فضاسازی را دارد، قراردارند.شبکههای چوبی که در بعضی از موارد با شیشههای رنگی تزئین میشوند، فضای مطلو ب متنوعی را در داخل فضا میسازندو در واقع به نور به مقدار تعیین شده اجازه ورود به فضا را میدهند.چنانچه با ضوابط و استانداردهای امروزین در مورد مقدار نور مجاز طبیعی فضاهای مختلف توجه شود. غالباً بامقدار وشدت نور در فضای سنتی برابری مینمایند. البته این موضوعی است که به طور گ سترده نیاز به تحقیق مجزا دارد.
کلیات گونههای پنجرههای چوبی سه نوع است:
١ - با قاب مستطیل
٢ - با قاب قوس تیزه دار
٣ - با قاب قوس تیزه دار بلند یا ارسیها با دربهای متحرک این نوع پنجره معمولاً یک بدنه خارجی بنا را در برمیگیرد.ارسی با دربهای متحرک به سمت بالا که در ارتفاعات معین قابل تنظیم است. قابلیت انعطاف فضائی جالبیبین فضایداخلی و حیاط به وجود میآورد و در حقیقت به نوعی فضای داخل و خارج را د ر هم ادغام مینماید. انعکاس نور طبیعی درآب حوض و حرکت مداوم آن در فضای داخل، حال و هوای دلپذیری را به وجود میآورد.
اجزاِ پنجره <روزن> در خانههای صفوی
دور - قیچه - لنگ چهارچوب - ریزه - پاسار - آسونه کمری - آسونه بائو - زبانه<اتصالات فاق و زبانه - کام زبانه >
شبکهها
شبکههای چوبی با مهارت و خلاقیت طراحان به قسمی تنظیم میشده که عناصر تزئینی علاوه بر یک پدیده تزئینی درساختمان کل پنجرهها به طور تحسین انگیزی نقش داشته و ایده سطوح بیشتر جهت نورگیری مطلوبرا فراهم میآوردهاند ودر واقع به کمک چهارچوبها عمل استاتیکی انجام میدادهاند. بدین صورت چهارچوب و شبکههای چوبی در شکلهایطراحی شده در واقع یک واحد به هم پیوسته را تشکیل میدادهاند. اصولاً نقوش هندسی از یک نقش مایه سرچشمه میگیرند. نقش مایهها بنا به مقیاس استفاده عملکرد آنهادر بخشهای مختلف پنجرهها و دربها مورد استفاده قرار میگیرند.
نتیجهگیری
پنجره یکی از عناصر مهم معماری است که از آغاز تاکنون همواره به صورتهای گوناگون وجود داشته و در معماریایرانی مکانی خاص را به خود اختصاص میدهد در واقع چنین میتوان بیان کرد که علت وجودی پنجره در معماریایرانی بهخصوص پس از اسلام، جبنههای اعتقادی، اجتماعی و فیزیکی داشته است. به سبب آب و هوای خشک ایران، از دیرباز گرایش مردم به زندگی در فضاهای باز خانه که همان حیاط یا بهشتدرونی است،بوده است. در این راستا پنجرهها بهگونهای طراحی شدهاند که این ا رتباط را در بیشتر اوقات فراهمآورند وظیفه اصلی اینعناصر آوردن نور و هوا به داخل است. بنابراین همواره دارای ابزاری بودهاند که این ارتباط طبیعی تحت کنترل انسان باشد. از این رو پنجرهها که در اینجا
میتوان دربها و پنجرهها گفت، دارای اسکلت اصلی، یراق آلات - شیشه و دیگر ملحقات تکمیلیاند. شبکههاو دیگر وسائل کنترل نور و دید <از خارج به داخل و از داخل به خارج> نیز یکی از عناصر عمده پنجرهها و دربها میباشند.
پنجرهها و دربها نسبت به قرارگیری در فضاهای مختلف اهمیت ظاهری متفاوتی داشتهاند و وسائل کنترل نوربسیارمتنوعی بودهاند. طی روزهای سال و تغییرات شدید نور امکان استفاده از نور طبیعی به قدر کفایت با آن موقع سال به وسیلهدربها و پنجرههاقابل تنظیم بوده است. این امکان نسبت به تعداد دربها و پنجرهها و جهت و مقدار باز شو آنها متفاوت بوده است. بعضیهابر روی پاشنه میچرخند و برخی مانند ارسیها در جهت عمودی کشوئی بودهو بالا و پائین میروند. برای مثال میتوان به دربها و پنجرههای یک اطاق سه دری صفوی توجه کرد. شکل دربها و پنجرهها در امکان باز یا بسته بودن به صورت شماتیک بدین صورت است.
اگر درب ها سه دری از a تا f و پنجره بالای آنها را از g تا l بنامیم.هر درب و یا هر پنجره دو حالت دارد. یا میتواند باز باشد و یا بسته. باز یا بسته بودن هر درب و یا پنجره نسبت به بقیه درب ها و پنجرهها مستقل است لیکن با امتزاج با بقیه عوامل طبق اصل ضرب٢ به توان ١٢ حالت میتوان به اطاق، نوررساند. در این مثال میتوان چنین استنباط نمود که امکان نور رسانی طبیعی برای استفادهکننده به چه مقدارعظیمی متنوع میشود.
تنظیم نور مناسب برای انجام امور از قبیل مطالعه، کار و ... شدت و ضعف نور در فضاها از لطمات بینائی وبیماریهای ارگانیزم چشمی در سنینی مختلف جلوگیری مینماید. نقاشیها، احجام تزئینی و سایر هنرهای
وابسته به هنر معماری را درحالت مختلف به نمایش میگذارد.
چنانچه میدانیم هر رنگ بازتاب نور متفاوتی نسبت به رنگهای دیگر دارد، بنابراین با نورهای متنوع جلوههایرنگها گوناگون خواهد بود و در جمع نقاشیها و تزئینات در هر حالت به یک شکل و ترکیب جدید دیده میشونددر فضاهایمعماری ایرانی با تنوع نوری نقاشیها و تزئینات به صور مختلف خودنمائی میکنند. بدین جهت است که عمق و پویائی این هنرها متظاهر میشود و نشانگر آن است که تزئینات روبنائی و تکراری
نبوده و درجمع هنرها به هم وابسته و مرتبط بودهاند.
اگر درب ها سه دری از a تا f و پنجره بالای آنها را ازg تا l بنامیم.هر درب و یا هر پنجره دو حالت دارد. یا میتواند باز باشد و یا بسته. باز یا بسته بودن هر درب و یا پنجرهنسبت به بقیه درب ها و پنجرهها مستقل است لیکن با امتزاج با بقیه عوامل طبق اصل ضرب ٢ به توان ١٢ حالت می توان به اطاق نوررساند. در این مثال میتوان چنین استنباط نمود که امکان
نور رسانی طبیعی برای استفادهکننده به چه مقدار عظیمی متنوع میشود.چنانچه میدانیم هر رنگ بازتاب نوری متفاوتی نسبت به رنگهای دیگر دارد، بنابراین با نورهای متنوعجلوههای رنگها گوناگون خواهد بود و در جمع نقاشیها و تزئینات در هر حالت به یک شکل و ترکیب جدیددیده میشوند در فضاهایمعماری ایرانی با تنوع نوری نقاشیها و تزئینات به صور مختلف خودنمائی میکنند. در بیشتر خانههای دورهِ صفوی اصفهان پنجرههای اصلی بعضی از فضاهای مشبک بوده و اطاقهای ثانویزیادی در طبقه دوم بخشهای تابستانی و زمستانی در یک و یا دو طرف فضا وجود دارند که به وسیله شبکهها
از فضای اصلی جدامیگردند. <دیدن بدون دیده شدن>.شبکهها نقش مهمی در بنا دارند شبکهها علاوه بر تنظیم نور و دید، نقش تزئین به صورتهای مختلف را دارندکه مهمترین آنها نقوش هندسی میباشند.
علت این که چرا یک المان معماری به تدریج به نقشهای غنی میرسد و به یک پدیده تزئینی تبدیل میشود درگرایش عموم به فرهنگ اسلامی و اعتقادات است. که یک هنر فیگوراتیو بهطور تخصصی در تزئینات هندسی
نفوذ میکند و از این طریقدر کارهای مهم هنری جهان این فرهنگ اشاعه مییابد.
منابع:
١- پیرنیا، محمد کریم، شیوههای معماری ایرانی، تدوین: غلامحسین معماریان،١٣۶٩ موِسسه هنر اسلامی
٢- پیرنیا، محمد کریم، معماری اسلامی ایران، تدوین: غلامحسین معماریان،١٣٧١ دانشگاه علم و صنعت ایران
٣- کسمائی، مرتضی، اقلیم معماری ١٣۶٣، شرکت خانه سازی ایران
۴- قزلباش، محمدرضا و ابوالضیاِ فرهاد، الفبای خانههای سنتی،١٣۶۴ سازمان برنامه و بودجه
۵- مجموعه مقالات اولین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران،١٣٧۴ سازمان میراث فرهنگی کشور
۶- وافی، محمد حسین ) منتظر احمد، بخشی از کتاب معماری و شهرسازی جلفای اصفهان
<در دست تدوین> ) مجله معمار، شماره ٢
٧- تی هال، ادوارد، بعد پنهان، ترجمه دکتر منوچهر طبیبیان،١٣٧۶ دانشگاه تهران
٨- اونز بنجامین اچ. اونز، نور روز در معماری، ترجمه دکتر شهرام پور دیهیمی
٩- گروتر یورگ، زیبا شناختی در معماری، ترجمه: دکتر جهانشاه پاکزاد و مهندس عبدالرضا همایون
،١٣٧۵ دانشگاه شهید بهشتی
in Safavid Architecture 1976 Ardalan ,N The Sence of Unity 1975 by The University of chicago
ISMEO Orazi Roberto wooden Grating
Karapetian Karapet ISFAHAN New Julfa 1974 ISMEO